تعطیلات با طعم فلافل !

خرداد از راه رسیده است ... گرم و پرشور ... بچه های دبستانی ام تعطیل شده اند ... جانشان راحت شده است از دست درس و مشق و مدرسه ! کلی ذوق زده اند و کیف می کنند از تعطیلات تابستانی ... از اینکه در خانه باشند و صبح راحت بخوابند تا هر وقت که عشقشان کشید ... بعد هم بیدار شوند و سلام کنند به بازیگوشی ... به شیطنت ... به بازی و خنده و شادی ... به دعواها و سر به سر هم گذاشتن و گاهی جیغ و داد و گریه ... به تهدیدهای گاه و بیگاه من ! به هله هوله خوردن و ریخت و پاش ...

امروز فرزندانم سفارش فلافل خانگی داده بودند ... از روز گذاشته نخودها را خیسانده بودم ... صبح اول وقت رفته ام خرید و نان ساندویچی و ایستک و خیارشور و بستنی و مواد غذایی لازم دیگر را خریده ام ... دست به کار پختن فلافل شده ام ... بچه ها از سر و کولم بالا رفته اند و مثلا کمکم کرده اند ! فلافلهای داغ و ترد و خوشمزه را برایشان در بشقاب گذاشته ام و بعد لقمه گرفته ام ... همراه با سس گوجه فرنگی و خیارشور ... پسرک حسابی لذت می برد و کلی کیفور می شود از خوردن ایستک بعد از هر گازی که به ساندویچش می زند !

آشپزخانه به هم می ریزد ... کلی ظرف کثیف می شود ... خرده های نان ساندویچی از دست بچه ها که سر میز نشسته اند پایین می ریزد کف آشپزخانه ... کلی وقت سر گاز ایستاده بودم تا فلافلها با دقت سرخ شوند ... خسته شده ام ... ولی لذت می برم که بچه ها راضی اند ... ظرف های کثیف را در سینک میچینم ... به خودم استراحت می دهم که به وبلاگم سری بزنم و پستی بنویسم و بعد بروم سراغ کارهای دیگر ... ظرف شستن و جارو زدن و مرتب کردن ....

/ 0 نظر / 11 بازدید