خیالم راحت شد !

من یه دیوونه ای هستم که فکر نکنم لنگه داشته باشم ! می دونستم دوستم دیروز داره از ایران میره ... حالم خراب بود .... امروز می دونستم توی راهه ... و از ظهر تا حالا می دونستم دیگه باید رسیده باشه ... نگرانش بودم ... هی سر می زدم به فیس بوک که ببینم خبر رسیدنش رو نوشته !؟؟؟؟

حالا بالاخره اخر شبیه که سر زدم دیدم بله ... آثار رسیدنش در فیس بوک مشهود شده ... خیالم راحت شد ... لبخند زدم و خوشحال شدم که به سلامتی رسیده به خونه زندگیش ....

زیاد اهل لایک زدن مطلبهای مختلف نیست ... مطالبی که لایک می زنه اصولا توی صفحه ی من میاد و اصولا حس می کنم منظورش از مطالب رو می فهمم ... اولین مطلبی رو که لایک زده از یکی از دوستان قدیمی است که درباره ی یک ضرب المثل نوشته که ما ممکنه گوشت هم رو بخوریم ولی استخوان همدیگه رو دور نمیریزیم !!!!

/ 1 نظر / 6 بازدید
تقوی

سلام مهر اوه خانم مسافرت به سلامت [گل]