فهو شهید ...

چقدر دوست داشتن عجیب است ! کسی که عاشق است می خواهد همیشه معشوق در بهترین جلوه باشد ...  رخ بنماید و به بهترین شکل و وجهی که ممکن است !  حتی اگر این حضور و ظهور فقط در حد عکس پروفایل باشد !!! که بنشینی نظر بدهی که این عکس بهتر است ! این خیلی ناز است ! این ماه است ! این خوب نیست ! این عکس را دوست نداشتم ولی آن یکی عالی است ...

و کسی باشد که برایش اهمیت داشته باشد و عکس پروفایلش را تغییر بدهد که به دل تو بنشیند ! که تو راضی باشی ...

دلتنگی هایم را باد ترانه ای می خواند ...

باید دلتنگی باشد ... باید ترانه های عاشقانه باشند ... باید ترانه هایی باشند برای همدلی با دلت ... باید که هر وقت خیلی دلت گرفت هدفون را بگذاری و ترانه های مورد علاقه ات را یکی یکی انتخاب کنی و بنشینی گوش دل و جان بسپاری به این عاشقانه های غم انگیز ... و فکر کنی به این حس کشنده ... به این عشق ... به این دوری ... به نغمه ی غم انگیزی که همیشگی است و چاره ای ندارد جز تحمل ... تحمل ... تحمل ...

و آیا این تحمل ، این صبر باعث نمی شود که تو از شهدا محسوب شوی ؟؟؟؟ آری ... شهدا ... کسی که این حدیث را نقل کرده است می دانسته که چه سخت است عاشق بودن و تحمل نمودن و به روی خود نیاوردن و کتمان کردن و عفت ورزیدن و عمر را به پایان رساندن ...

که هرکس که چنین بمیرد گویا که شهید شده است ...

((من عشق فکتم و عف فمات فهو شهید ، هر که عاشق شود پس آن را پنهان دارد و عفت بورزد و بمیرد شهید مرده است )), (میزان الحکمه , ج 8, ص 3788).

/ 1 نظر / 15 بازدید
تقوی

سلام مهر اوه خانم حدیث جالبی من تا حالا نشینده بودم البته کار سختی ست [گل]