غربت

دوست به هیچ دردی نمی خوره وقتی احتیاجش داشته باشی و نباشه ... وقتی دلت گرفته باشه و نباشه و نتونه باهات همدردی کنه ... دوست به هیچ دردی نمی خوره اگه نتونی حرفهایی که توی دلته رو باهاش بزنی ...

بعداز ظهره و دلم گرفته خیلی زیاد و میرم که کمی بخوابم بلکه روز طی بشه و حالم کم کم بهتر بشه ... توی خواب کلی خوابهای آشفته می بینم ... کلی خوابهای بی سر و ته ... خواب اکرم رو می بینم که هم بهم تلفن زده و هم برام یه هدیه فرستاده ! هدیه اش یه جانماز و قرآن خیلی قشنگ بود ... خواب عجیبی بود ... اکرم از چیزی خیلی ناراحت بود و گویا می خواست خبری رو بهم بده ولی چیزی نگفت ... توی خواب کلافه و پریشون بودم و نمی دونستم چمه و باید چیکار کنم ....

در حقیقت اون خوابها  هم گویای همین حال خراب خودم بود ...

امروز نمی دونم چه مرگمه ولی شدیدا دپرس هستم ... شدیدا بی حوصله ... یه وقتهایی واقعا از دست خودم هم کلافه میشم ...

یه واقعیتی هست که من از همون بچگی و جوونی شدیدا احساس غربت داشتم و هنوزم دارم ... یعنی گاهی واقعا حس می کنم غریب هستم و هیشکی رو توی این دنیا ندارم ... وقتی توی یه جمعی باشی که احساس نزدیکی با اونا نداشته باشی ... وقتی حرفهایی داشته باشی که کسی درک نمی کنه ... وقتی همش دلتنگ باشی و کسی نفهمه ... وقتی کسی باهات همدل و همزبون نباشه ... وقتی خونه ی امید نداشته باشی .... یه جایی نباشه که هروقت دلتنگ شدی بدو بدو بری اونجا و بدونی که با آغوش باز ازت استقبال می کنند و قربون صدقه ات میرن !!!! اینجوری آدم خیلی حس غربت داره ......

حدود دو هفته پیش دوستم توی فیس بوک یه مطلبی رو لایک زده بود ... مطلب رو یکی از دوستان اصفهانی نوشته بود که الان خارج از کشوره ... مادربزرگش به رحمت خدا رفته بود و اون متن رو برای مادربزرگش نوشته بود ... برای مادربزرگی که خونه اش کنار زاینده رود خونه ی امید اونا بوده ... متن رو خیلی قشنگ نوشته بود و عکس مادربزرگش رو هم کنار زاینده رود گذاشته بود زیرش ... و اخرش نوشته بود که دیگه توی اصفهان خانه ی امیدی نداره حتی اگه زاینده رود جاری باشه ... خلاصه یه حزن عجیب و غریبی داشت و یه جور خاصی به دل من نشست که کلی وقت نشستم گریه کردم برای این حس عجیب .....

bipfa_Montakhab12_039.jpg - این همه غربت تلخ این همه تنهایی این همه غم ز کجاست؟؟ من امیدم به خداست... این همه دلتنگی این همه فاصله تا رویاها این همه غم ز کجاست؟؟ من امیدم به خداست...

/ 5 نظر / 15 بازدید
زهره

سلام وب قشنگی درید به وب من هم بیاید

بهناز

سلام خوشحال میشم به وبلاگم سر بزنید و منو لینک کنید http://artana.persianblog.ir/

گلسا

دوستی باید باشد که تو را بفهمد از فراز هر اما و اگری از فراز قلب ها بی چون چرا تو را با لبخندش ، با مهرش ، با گرمای نگاهش در آغوش بگیرد ...... گلسا

اهل پاییز

ی اعتقادی تاین چندماهه در رابطه با ارتباطاتم به دست اوردم و اون اینه که همیشه برای تعرف کردن از همه چی و همه کس زود همییییشششششه زوووووده متاسفانه

تقوی

سلام مهر اوه خانم دوست دوست است اما همه چیز محدودیت خاص خودش را اره