نام کوچک

عاشق این بودم که به نام کوچکش صدایش بزنم ... با لحن های مختلف ... با لحنهای مختلفی که با این کلمات نمی شود توضیحش داد ... نمی شود گفت که چگونه می توان کسی را با لحنهای مختلفی صدا زد که خودش تا ته خط را برود ... تا ته جمله ات را بفهمد هنوز به زبان نیامده ! چگونه روی اسمش تاکید کنی ... چگونه اسمش را بکشی ... چگونه صدایت عاشقانه باشد یا عتاب آمیز ... چطوری اسمش را صدا بزنی که بر آشفته شود و بگوید : اینجوری صدام نزن !

عاشق تکرار کردن اسمش باشی ... عاشق حرف اول اسمش ... اسمش اسم خدا باشد انگار ... اسمش اسم رمز و گشایش باشد ... اسمش شفا دهنده باشد ... اسمش معجزه داشته باشد ... اسمش ...

ولی چه کم شده است که او تو را به نام کوچک صدا بزند ... چه کم شده است که نامت را نوشته باشد ... اصلا انگار بخواهد تو را تشنه نگه دارد ... تشنه ی شنیدن نامت از لبانش ... گریه ام می گیرد ... گریه ام می گیرد ...  

/ 3 نظر / 8 بازدید
گلسا

این روزها که میگذرد کسی مرا صدا میزند کسی مرا به نامی آشنا صدا میزند ....

بهناز

سلام به منم سر بزنید http://artana.persianblog.ir/

اهل پاییز

ومن دیرگاهیست کسی صدایم نزده است انقدرکه اسمم برایم غریبی میکند ...