گنجینه های عزیز

آدم همیشه گنجینه های عزیزی داره که سعی می کنه به خوبی ازشون مواظبت کنه ... بعضی از این گنجینه ها ، گنجینه های عاطفی و احساسی هستند ... عکسهای یادگاری ، دستخطها ، کتابها ،شعرها ، فیلم ها ، هدیه ها و حتی صداها ....

یک سری از این یادگاریها را که خیلی دوستشان دارم و دلم می خواهد دم دست باشد و زود زود بهشون سر بزنم را گذاشته ام توی کشوی میز کنار تخت ... که هر وقت دلم خواست سریع برشون دارم و نگاهشون کنم ... بخونمشون ... ببینمشون ... بشنومشون ...

یک سری از این عزیز ها هم توی کامپیوترم هستند ... حالا دلم می خواد اینها را هم پرینت بگیرم ، چاپ کنم و بگذارم توی همون کشو .... که خیالم راحت باشه که بلایی سرشون نمیاد ... در دسترس و وردلم باشند ...یادم باشه ... یادم باشه مواظب گنجینه هام باشم ...

/ 4 نظر / 4 بازدید
امین

فک کنم بلاگفایی بودی و کوچ بلاجبار کردی

گلسا

چقدر زیبا نگاشتید. واقعا همینطوره

اهل پاییز

دلم با نوشتتون گرفت من همیشه از یادگار موندن بعضی چیزا وحشت دارم واولیش همسرم همیشه هراسون این مسالم به قدری که گاهی با خنده میگه دیووونه دستی دستی منو نکشی هزارتا کار دارم[گریه]

تقوی

سلام مهر اوه خانم اره واقعا ادم گاهب دوست داره دوست هاشو دم دست داشته باشه اما نمی تونه شاید خاطرات بهترین وسیله باز یافت دوست هاست