توهم

کاش می تونستم بنویسم ... کاش می تونستم بنویسم که چی داریم می کشیم ... چقدر سخته که با کسی خیلی صمیمی و نزدیک هستی بخوای غریبه بشی ! چقدر سخته که بخوای خودت رو بزنی به کوچه علی چپ ! چقدر سخته که جوری رفتار کنی که انگار غریبه ای باهاش ... چقدر سخته که هم بفهمی و هم خودت رو بزنی به نفهمی ! چقدر سخته که نفهمی درست فهمیدی یا نه !!!

همیشه حرفهاش ، نوشته هاش ، رفتارهاش سمبلیک بود ... هیچ حرفی را مستقیم و واضح نمی گفت ... همه چیز غیر مستقیم ... باید درک می کردی ... باید کشف می کردی ... و این لذت بخش بود ... و البته کمی هم سخت ... همیشه توی برزخ می موندی که درست فهمیدی یا نه ! همیشه مخاطب مستقیم همه ی حرفها دیگران بودند و تو همان یک نفر استثناء !!!! همان یک نفری که نمی فهمیدی واقعا مخاطب اصلی این حرف توئی یا دیگران ؟؟؟؟

همه ی ترانه های مورد علاقه اش انگار که برای تو سروده باشند ... همه ی فیلمهای مورد علاقه اش انگار که قسمتی از زندگی و ماجرای تو بوده اند ...

ولی شاید توهمی بیش نباشد ... توهم دوست داشتن ... توهم عشق ...

/ 2 نظر / 28 بازدید
وحدتیه نیوز

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین.

تقوی

سلام مهر اوه خانم حقیقت است من کاملا مفهوم تک تک جملاتتان را می فهم [گل]